تبليغاتX
آیه صفحه ای است از کتاب قطور به سوی فردا
آیه صفحه ای است از کتاب قطور به سوی فردا
خلاصه سه کتاب

« روابط متکامل زن و مرد »

 

اين کتاب که توسط علي صفايي حائري نگاشته شده است به بررسي روابط زن و مرد در چهار حوزه ازدواج , تساوي زن و مرد , حجاب و آزادي و روابط متکامل زن و مرد مي پردازد و ضمن معرفي هر حوزه , در هر فصل راهکارهاي مفيدي براي زندگي مشترک و شناخت مشکلات اين زندگي جديد مي پردازد. تا همسراني آگاه , با ظرافت و صبورتربيت کند. همسراني که آرامش و پوشش يکديگر باشند و آموخته باشند که چگونه از کم ها زياد استفاده کنند و با سختي ها کنار بيايند.

نويسنده علاوه بر ذکر توصيه ها و آموزشهاي قرآني , از نصيحتها و تجربه هايي نيز در بيان حفظ اين بنيان زيباي اجتماعي استفاده مي کند.

در فصل اول به بررسي آثار و ارزشي که مرد و زن براي ازدواج بايد قائل باشند مي پردازد و آنها را به گرم کردن کانون خانواده در سايه توکل و تعهد به خدا دعوت مي کند و از درشت انکاشتن نکات منفي يکديگر باز مي دارد .

همچنين زوجها را به مشورت با بزرگترها در سايه توصيه هاي الهي تشويق مي کند و از آنها مي خواهد که مانند هر کار ديگر براي درک هدف ازدواج به تحقيق بپردازند , به آنها توصيه مي کند که در آينده نيز همواره ناظر بر اعمال و رفتار خود باشند تا بتوانند زندگي آموزنده اي داشته باشند , بتوانند رفتارهاي ناپسند خود را ترک کنند و بر رفتارهاي زيباي خود بيفزايند و فقط در پي انتقاد از طرف مقابل نباشند .

در فصل دوم به اين موضوع پرداخته مي شود که در همه بعدهاي دين , همواره زن و مرد داراي شرايط يکساني هستند و هيچ يک بر ديگري ارجعيت ندارند , دليل تفاوت ميان ارث و خون بهاي زن و مرد را فقط شرايط اجتماعي مي داند و توضيحاتي دراين زمينه مي دهد.

علاوه بر آن در مورد شغلهاي زن و مرد نيز شرط انجام کاري توسط فردي را استعدادها و توانايي هاي او مي داند , نه جنسيت او. آن چه که گاه براي آنها محدوديت ايجاد مي کند شخصيت روحي هر يک در زمانهاي مختلف است.

در فصل سه و چهار به بررسي تاريخ حجاب , علت , فلسفه و اهميت آن مي پردازد , همچنين روابطي که زن و مرد بر پايه قوانين اسلام بايد داشته باشند , را متذکر مي شود .

     

« خاطرات مرضيه حديدچي »

 

مرضيه حديدچي يا همان طاهره دباغ از فداکارترين مبارزين انقلاب است که شرحي از زندگي و خاطرات وي در کتاب « خاطرات مرضيه حديدچي » با تلاش محسن کاظمي جمع آوري شده است.

مرضيه حديدچي متولد همدان است . در نوجواني با حسن دباغ ازدواج کرد , علاقه وي به مسائل ديني منجر شد تا به شاگردي آقاي مرتضوي و حاج آقاي خوانساري درآيد.

در جريان وفات آيت ا... بروجردي و طرح لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي, مرضيه کمکم با نام و افکار امام خميني آشنا و به آن علاقمند شد. و از همين دوران بود که مبارزه خود را با پخش اعلاميه آغاز کرد.

چندي بعد وي شاگرد آيت ا... سعيدي شد و علوم اسلامي و اطلاعات سياسي زيادي را از او آموخت. او چند صباحي در دزفول, لرستان و اطراف همدان مشغول ماموريت و آموزش بود و مدتي براي معالجه پسرش مجبور شد به انگلستان سفر کند.

پس از بازگشت از سفر و شروع جديد مبارزات , خانم حديدچي دستگير و روانه زندان شد. ساواک نه تنها او بلکه دختر تازه عقد کرده او را به منظور افزايش فشار روحي او دستگير کرد و آنها را تحت سخت ترين شکنجه ها قرار داد. بعد از وخيم تر شدن اوضاع , در فرصت آزادي هاي بين زندان او به انگلستان مهاجرت کرد و در آنجا با راهنماييهاي شهيد منتظري به اعتراض عليه رژيم ادامه داد.

پس از کسب تکليف از امام , راهي لبنان شد که آشنايي با امام موسي صدر و دکتر مصطفي چمران از ثمرات اين سفر وي به حساب مي آمد.

مقصد بعدي او , فرانسه بود که به محض ورود امام به نوفل لوشاتو به امام پيوست و مسئوليت کارهاي اندروني امام را به عهده گرفت. پس از بازگشت به وطن , با پيروزي انقلاب اسلامي و شکست سياه , امام وي را به رياست سپاه همدان منصوب کرد. او در سنندج و بيجار , با توکل و هوش و تلاش خود بسياري از آشوبها را خواباند. پس از نوشتن نامه تاريخي اما به گورباچف , به عنوان عضوي از هيئت حامل نامه , اين ماموريت خود را با موفقيت انجام داد.

خانم مرضيه حديدچي همچنان در حال مبارزه , به ادامه مسير انقلاب کمک مي کند که براي مبارزه در راه خدا پاياني تعريف نشده است.

 

« دستهاي ناپيدا »

 

 

اين کتاب مجموعه خاطرات جاسوس انگلستان در کشورهاي اسلامي , مستر همفر , است.

در سال 1710 وزارت مستعمرات انگلستان , مستر همفر را به عراق , تهران , حجاز و استانبول فرستاد تا اطلاعات کافي براي ناتوان کردن مسلمانان و هم چيرگي بيشتر بر آنان به دست آورد و همزمان نه تن ديگر از بهترين کارمندان وزارت را به ديگر کشورهاي اسلامي فرستاد. او در لندن زبانهاي ترکي , عربي( زبان قرآن ) , پهلوي ( زبان ايرانيان ) را آموخت.

در استانبول خود را محمد معرفي کرد و ادعا کرد جواني است که پدر و مادر ندارد و دليل ماندنش در استانبول را اين چنين بيان کرد که من مهمان هستم و براي کار و زندگي در سايه خليفه پيامبر رفته ام تا به دين و دنيا برسم. شب ها در مسجد مي خوابيد و پولي به خادم مي داد. در آن جا با شيخ احمد آشنا شد و دلبستگي خاصي به او پيدا کرد , وي پس از به دست آوردن اطلاعات در مورد ضعفاي دولت عثماني ( ترکيه حاضر ) به کشور خود بازگشت و در سن 22 سالگي با دختر عموي خود ماري ازدواج کرد , بعد از گذشت شش ماه به بصره بازگشت و در مسافرخانه اي اقامت کرد. پس از گذشت مدت زماني , نزد عبدالرضا نجار مشغول به کار شد. در آنجا با محمد ابن عبدالوهاب , آن گمشده اي که هميشه جستجويش مي کرد , آشنا شد. محمد ابن عبدالوهاب مردي بود بلند پرواز, آزادانديش و ناخشنود از عالمان زمان. مستر همفر کم کم سر دوستي با او را باز کرد و نظراتش در مورد نماز , شراب , جهاد , ازدواج موقت عوض کرد. فقط در مورد پيامبر نتوانست نظرش را تغيير دهد و از آنجا به نجف , کربلا و بغداد رفت و گزارش کار خود را مي داد و ...

وي با کمک محمد , وهابيت را ايجاد کرد و همواره در پي گسترش اهداف آن بود.

برخي از اهداف وهابيت:

             1_تکفير همه مسلمانان و روا داشتن کشتار آن ها

2_ ويران کردن کعبه به عنوان باقي مانده اي از بت پرستها

3_ مخالفت در جنگ با خليفه

4_ ويران کردن گنبدها و اماکن مقدس

5_ گسترش هرج و مرج

6_ انتشار قرآن تحريف شده.

 

 

|+| نوشته شده توسط آیه در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 ساعت 19:46 |

 

«فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي»

 

در اين کتاب مطالبي در مورد اهميت مسئله پوشش و عوامل موثر بر آن مي خوانيم , که از بين اين عوامل مهم ترين و جامع ترين آنها يعني فرهنگ مورد بحث قرار مي گيرد.

در ادامه با تعريف فرهنگ به بررسي تاثيرات اين عنصر به مسائل مختلف و در نهايتا به مسئله پوشش مي رسيم.

و مي خوانيم که جوامع مختلف در زمانهاي مختلف اهداف و فرهنگهاي مختلفي را براي خود در نظر مي گيرند , که با توجه به آن , نوع اقتصاد بازار و پوشش ظاهري خود را انتخاب مي کنند ,آنها ممکن است معنويات يا ماديات را بر مي گزينند.

پس از قبول تاثيرات فرهنگ اين مسئله را در ايران بررسي مي کنيم , ايراني که زماني فرهنگ کاملا شرقي داشت , طي تغييراتي يک ظاهر شبه غربي پيدا کرد و باز تصميم به همگاني کردن پوشش مورد قبول فرهنگ خود گرفت.

روح انسان نيز مطمئنا تحت تاثير فرهنگ قرار مي گيرد, که نبايد اهميت آن را ناچيز در شمرد. آن چه که نبايد فراموش کنيم و اين کتاب به ما مي آموزد اين است که فرهنگ صحيح و متناسب با روح والاي انساني را بشناسيم و آن را انتخاب و حفاظت نماييم و در توسعه آن بکوشيم.

|+| نوشته شده توسط آیه در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 ساعت 19:44 |

خلاصه کتاب

 

« خاطرات احمد احمد»

 

اين کتاب الگوي مکتوبي است که به شرح خاطرات احمد , از مبارزان انقلاب اسلامي , پرداخته است که در زير خلاصه اي از آن را مي خوانيم:

احمد برادر مهدي , محمود , محبوبه متولد سال 1318 است که در يکي از روستاهاي استان تهران به دنيا آمد و بعد از مدتي به همراه خانواده اش به تهران مهاجرت کرد.

از دوران کودکي او که بگذريم ,که البته بدون ماجرا نيز نبوده است , احمد بعد از بلوغ سني و عقلي به همراه برادر خود مهدي وارد مبارزه شد.

او ابتدا در انجمن ضد بهائيت و سپس به طور پنهاني بر ضد مبلغان مسيحي فعاليت داشت. اما چون در اين گروهها سرچشمه اصلي انحرافات , يعني حکومت را در نظر نمي گرفتند , احمد ادامه طي اين مسير را مفيد نيافت و در همين دوران بود که او فهميد شرط اول مبارزه , داشتن فکر و عقيده استوار است , پس او تصميم گرفت عقايد خود را محکم کند و گام اول در مبارزه را برداشت.

چندي بعد او به عضويت حزب ملل اسلامي در آمد و از اين به بعد اسارتهاي مکرر او در زندان شروع شد . گر چه تحمل شرايط زندان سخت بود ولي آشنايي با افرادي چون شهيد عراقي , شهيد اسلامي و آقايان خامنه اي و رفسنجاني و. . . از سختي آن مي کاست.

با وجود فعاليتهاي پرثمر حزب ملل اسلامي , به دليل بي احتياطي برخي از اعضا , اين حزب کشف و متلاشي شد و فعاليتهاي آن ناتمام ماند.

در اين زمان احمد به دنبال ادامه تحصيل رفت و معلم شد . ولي ساواک اجازه استخدام شدنش را در آموزش و پرورش نداد. چند سالي از عمر وي به کسب و کار آزاد و خدمت سربازي و زندان رفتن گذشت.

در فرصت آزادي هاي بين زندان او با فاطمه ( فرتوک زاده) ازدواج کرد , البته قبل از اين مسئله , احمد و دوتن از دوستانش براي تشکيل حزب ا . . . برنامه ريزي کرده بودند , که با عبرت گرفتن از حزب ملل اسلامي , تصميم گرفتند تدابير امنيتي بيشتري را براي آن در نظر بگيرند.

بعد از گذشت مدتي از فعاليتهاي مفيد حزب ا . . . , اين گروه و گروه مجاهدين خلق به هم پيوستند , و از نظر احمد اين آغاز انحطاط حزب ا . . . بود.

پس از پيوستن او به اين سازمان بود که احمد فاطمه را از دست داد . سازمان فکر فاطمه را منحرف کرد و شخصيت او را به يک شخصيت سازماني مارکسيست تبديل کرد.

بعد از اين که سازمان اعلام کرد که مارکسيست است , احمد خود را از سازمان جدا کرد و به دوستاني چون شهيد عراقي و . . . پيوست , و تا آزادي کامل انقلاب از پا ننشست.

او بعد از انقلاب نيز به فعاليتهاي خود ادامه داد و بعد از عوض کردن چند سمت , هم اکنون در اداره تربيت بدني جانبازان مشغول به کار است.

 

|+| نوشته شده توسط آیه در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 ساعت 19:43 |

زنگ تفریح

    گفت که تو شمع شدي         قبله اين جمع شدي

    جمع نيم , شمع نيم             دود پراکنده شدم.

                                                        ( مولانا )

 

يک چند پشيمان شدم از رندي و مستي

                            يک عمر پشيمان ز پشيماني خويشم.

                                               ( آيت ا... خامنه اي)

 

سجاده نشين با وقاري بوديم

                           بازيچه کودکان کويم کردي.

                                                      ( مولانا )

|+| نوشته شده توسط آیه در شنبه بیستم بهمن 1386 ساعت 22:52 |